زایمان در قدیم (سمل -بوشهر)
امروز مي خوام در مورد زايمان زنان درسمل قديم برايتان بگويم .در فرهنگ ما ايرانيان سير زندگي يك زن با مادر شدن كامل مي شود و چه زيبا و دلنشين است لذت اولين نگاه مادر به فرزند تازه به دنيا آمده اش اما هميشه اين لذت با سختي ها روبرو بوده و هست.در روزگار قديم سمل نيز مانند تمامي نقاط دنيا بخاطر كمبود بهداشت پزشك و درمان اين مسئله بيشتر از امروز براي زنان و مادران سخت بوده است.

.تا
جايي كه چندین زن در روستاي ما بخاطر به دنيا آوردن بچه از دنيا رفته اند دايه (ته
يه )زني است كه به زائو كمك مي كرد تا نوزاد خود را به دنيا بياورد او از
اولين ساعاتي كه درد در مادر بوجود مي امد در كنار او بود و به او كمك
ميكرد در روستاي ما چندين زن محترم كه خدا همه انها را رحمت كند به اين كار
خيلي مسلط بودند به نامهاي( دي علي عام سينو -دي مير حاجي -دي عواس حاج
مهد -دي خداكرم ابراهيم احمد -دي حاج السين - دي احمد ).
کارهایی که برای زائو می کردند این بود که یک میخ بزرگ
(میخ طویله) را در زیر سقف می کوبیدند و یک طناب به آن وصل میکردند .و زائو
لحظه زایمان آن را می گرفت تا فرزندش به دنیا بیاید .بعد که بچه دنیا می
آمد به مدت یک هفته او را در تاوه(صفحه فلزی که روی آن نان می پزند) می
گذاشتند .و بعد اگر زمستان بود بچه را در مختک و اگر در تابستان بود بچه را
در هیلو (گهواره ) می گذاشتند (بعدا درباره مختک و هیلو توضیح می دهم)
يكي از پير زنان روستا ميگويد بعضي وقتها درد در زائو چند روز طول مي كشيد اما دايه او را رها نمي كرد. تا بچه به دنيا بيايد .بعد بند ناف بچه را مي چيد .
بعد از به دنیا آمدن نوزاد که کار دایه تمام می شد او می رفت و چند روز بعد پدر و مادر بچه یک هدیه برای دایه می بردند آخه در آن دوره رسم نبوده که دایه پول بگیرد .
samal (سمل)