X
تبلیغات
سمل قدیم(زندگی)

قالب وبلاگ


سمل قدیم(زندگی)
انسان و زندگی 
لینک دوستان
سلام

حسین عوض دشتی ٰ آزاده ای از جنگی که خاطره شد

بیش از بیست و چند سال از پایان جنگ تحمیلی می گذرد . یکبار درباره آزادگان نوشته ایم اما نمی دانم چرا دوباره امروز دلم هوای آزاده ها را کرد  .



خیلی ها یادشون میاد دوره ای که جنگ بود اخبار رادیو و تلوزیون هر شب گزارشهایی از جبهه ها می داد درباره عملیاتهای مختلف و اوضاع جبهه ها هر شب تلوزیون اخبار می گفت در سمل هم خیلی ها رزمنده بودند بعضی روزها لانکروز های خاکستری که یه بلندگو هم بالاش نصب کرده بودند اعلام می کردند که برای جبهه ها نون بپزید و نان خشک محلی جمع می کردند بعضی زنها سینی نون که تا شده بود (به قول خودمات قادی می کردند ) جمع می کردند خیلی از دانش آموزان دبیرستانی مثلا تو سنهای 15 ٰ 16 ٰ 17 به جبهه می رفتند . هفته ای چند بار نامه های رزمنده ها را می آوردند بعضی پاکتها یادم میاد که یک برگ ٰ هم پاکت نامه بود هم برگی برای نوشتن نامه . یادم میاد همون موقع بعضی وقتها فکر می کردم آیا ممکنه جنگ تموم بشه بعد از جنگ زندگی چطور خواهد شد . ولی برایم اتمام جنگ یک فکر غیر ممکن بود . یادم میاد شرکت تعاونی قند و شکر و روغن و این چیزا می آورد صفهای شلوغ جلوی درب تعاونی گرفته می شد بنزین هم کوپنی بود اکثر سملیها موتور سیکلت داشتند بعضی ها یه بشکه 20 لیتری پشت موتورشون می بستند و از برازجون بنزین برای موتورشون می آوردند می دونم اونهایی که از من بزرگترن یا در جبهه بودند خاطرات زیادی دارند که انشاءالله با بعضی از آنها مصاحبه خواهیم کرد . در همین اوضاع بود که از رادیو شنیدیم قطعنامه 598 پذیرفته شد و در سمل از یکی به نام دوکهیار ریس سازمان ملل بود یا همچین چیزی حرف می زدند . برادرم تعریف کرد . گفت : جبهه بودم با حاج احمد مسیح گل (پدر شهید نامدار مسیح گل ) در یک سنگر بودیم که اعلام کردند که قطعنامه پذیرفته شد بعضی بچه ها تیر هوایی شلیک می کردند و عراقیها هم به شدت خوشحالی می کردند و تیر هوایی شلیک می کردند . دیدم حاج احمد یه گوشه ای نشسته داره گریه می کنه رفتم کنارش گفتم سی چه گریه می کنی گفت دلم برای نومدارو (نامدار)(پسر حاج احمد ) تنگ شده خیلی جاش خالی می بینم .......همچین جملاتی .....
تا اینکه آزادگان شروع به آمدن کردند و یکی از اسیران سمل بنام حسین عوض دشتی هم آزاد شد و به سمل آمد چه روزی بود تمام مردم ولات جمع شده بودند .....تا حالا چقدر همه چیز تغییر کرده آدمها و .........
همانطور که در تصویر می بینیم نفر اول از راست که کمی پیداست حبیب رهسپار . نفر بعد حاج مصطفی چمنکار  . که حالا چقدر پیر شده ..نفر بعد منوچهر آزمون .بعد حسین عوض دشتی و نفر آخر حسن امانی

[ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ] [ 21:0 ] [ غلامرضا عباسی سملی ]
سلام

شوخی با شنبد شیر علی

شنبه فرزند شیر علی یکی از اهالی سمل می باشد که یک برادری هم دارد در نیروی دریایی کار می کند ولی تا حالا او را ندیده ام . شنبه دو فرزند پسر دارد به نامهای علی و امید .

یک روز جلوی تعمیرگاه محمد حاج علی بودیم شنبه هم در حال تعمیر تراکتورش بود . راستی نگفتم که شنبه یکی از بهترین تراکتور دارهای سمل است کارش عالیه . از شخم زدن گرفته تا گاو آهن که او را مردی نمونه کرده صداقت در کار شنبه زبانزد همگان است برای همین هم در دل همه جا دارد و خودش با همه شوخی می کند و دوستان یا همولایتی ها هم بعضی وقتها با او شوخی می کنند برای اینکه عکسی از شنبه بگیریم دو ستانش با او شوخی کرده و دستانش را گرفتند همین عکس پایین .انشاءلا که شنبد شیر علی را خداوند حفظ کند هم برای خانواده محترمش و هم برای مردم سمل و همانگونه که سالیان سال با همت و تلاش برای خانواده اش زحمت کشیده و با صداقت در کارش مردم از او راضی هستند خداوند نیز از او راضی باشد . انشاءالله. شنبه یکی از اهالی سمل است که شخصا برایم محترم است . و همیشه او را به عنوان یک مرد زحمتکش و کار پاک مثال می زنم .




[ دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 ] [ 20:10 ] [ غلامرضا عباسی سملی ]
سلام

در تاریخ نهم فروردین 1393 مطلبی با عنوان حسن رضائیان (وکیل پایه یک دادگستری ) نگاشته شد . که در پی آن شاهد ابراز لطف و محبت و بعضا انتقاد شما دوستان محترم بودیم .

در جواب بیان لطف و نقد شما دوستان  محترم جوابیه ای از طرف آقای حسن رضائیان دریافت کردیم  . که تصویر نامه ایشان را در ادامه همین مطلب می بینیم .

[ دوشنبه هجدهم فروردین 1393 ] [ 21:16 ] [ غلامرضا عباسی سملی ]

سلام

مریم عباسی سملی  دختر تکواندوکار سمل


مریم عباسی سملی دانش آموز نمونه با معدل 20 از ابتدای تحصیل تا کنون بوده و دارای  کمربند مشکی تکواندو (با تشکر از استاد سیما سروش) است . همچنین دارای مدرک دیپلم زبان انگلیسی از زبانسرا نیز می باشد.



تکواندو (زبان کره‌ای: خط هانگول: 태권도 خط هانجا :跆拳道) یک ورزش رزمی کره‌ای و یکی از ورزشهای المپیکی است. تکواندو ورزش ملی کره جنوبی و دارای بیشترین تعداد ورزشکار در میان ورزش‌های رزمی در سراسر دنیا است.



بقیه تصاویر را در ادامه مطلب می بینیم


ادامه مطلب
[ دوشنبه هجدهم فروردین 1393 ] [ 18:58 ] [ غلامرضا عباسی سملی ]
سلام

حمله اعراب به ايران (بخش اول )

(برگرفته از ویکی پدیا . دانشنامه آزاد)

حملهٔ اعراب به ایران به مجموعه حملاتی به امپراتوری ساسانی در قرن هفتم میلادی اشاره دارد که از زمان ابوبکر شروع شده، در زمان عمر به اوج خود رسید و در زمان عثمان منتهی به سقوط کامل دولت ساسانی در سال ۶۵۱ میلادی (مطابق با سال ۳۰ هجری قمری) و کشته شدن یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانیان، بود. این حملات همچنین باعث افزودن ایران به قلمرو اسلامی شد و سرآغاز فرایند تدریجی گرویدن ایرانیان به اسلام که چندین قرن طول کشید، بود. از میان حمله‌هایی که اقوام دور و نزدیک در طول تاریخ به خاک ایران کرده‌اند، حملهٔ اعراب بیشترین تاثیر را بر ایران گذاشت. 

مورخان دلایل متعددی را در مورد انگیزه و نقطه شروع حملات اعراب به ایران ذکر کرده‌اند: دورنمای کسب ثروت و زمین، گرسنگی و فقر، تلاش برای گسترش اسلام، تلاش برای رها کردن اعراب بین‌النهرین از سلطه ساسانیان، عرب گرایی، تغییرات آب و هوایی، گسترش شبکه تجاری و غیره.

اندکی پس از وفات محمد، ابوبکر لشکری را جهت فتح عراق به سمت حیره در غرب قلمرو ساسانیان (عراق کنونی) فرستاد و آنجا را فتح کرد. پس از بازپس گیری و جابجا شدن این شهر میان مسلمانان و ساسانیان در زمان عمر، سرانجام لشکر سلطنتی ایران تحت فرماندهی رستم فرخ‌زاد در نبرد قادسیه با اعراب درگیر شد که نتیجه آن پیروزی اعراب بود. پس از نبرد قادسیه تیسفون (در جنوب بغداد کنونی)، پایتخت ساسانیان، پس از یک محاصره کوتاه تسخیر و غارت شد. برخی مورخان ذکر می‌کنند که پس از تصرف عراق عمر علاقه‌ای به اینکه جنگ را به فلات ایران گسترش بدهد نداشت اما بدلایل مختلف از جمله ترس از حمله یزدگرد یا یکی از مدعیان سلطنت او نهایتاً تصمیم به حمله گرفت. در سال ۶۴۲ آخرین مقاومت منسجمِ ایرانِ ساسانی در نهاوند رخ داد (نبرد نهاوند) که پس از نبردی خونین اعراب پیروز شدند. یزدگرد متواری شده و عاقبت در سال ۶۵۱ میلادی به دست آسیابانی در مرو کشته شد.

مورخین دلایل مختلفی را برای سقوط ساسانیان بیان کرده‌اند: نزاع مذهبی و طبقاتی، فقدان حمایت مردمی، نزاع میان اشراف، بی ثباتی سیاسی، و هزینه جنگ‌های طولانی و ناموفق اخیر با امپراتوری روم شرقی، اپیدمی طاعون، آشفتگی مربوط به جانشینی تخت پادشاهی، دین اسلام، اختلافات میان طبقات جامعه و عدم هماهنگی میان آنها، باور ایرانیان به سرنوشت و پذیرش شکست، وجود پیروان فرقه‌های غیر آیین مزدیسنا (زرتشتی) و مسیحیان که در دفاع از معابد آتش و خانواده ساسانی اخلال ایجاد می‌کردند و عوامل دیگر.

فتوحات اعراب به سمت شرق ادامه یافت. ولایت‌های شرقی ایران شامل سیستان و خراسان هم سقوط کردند. با این حال نواحی غربی طبرستان و نیز کل ولایت گیلان تا یکی دو سده تحت سلطه اعراب در نیامد و افرادی از اشراف ایران در آنجا حکومت می‌کردند. جنگ نهاوند مقاومت دولت مرکزی را در هم شکست، و از این زمان به بعد موانع پیشروی اعراب مقاومت‌های محلی بود که در برخی موارد شدید بودند. اعراب پس از فتح هر شهری قراردادی با سران آن شهر می‌بستند که در آن میزان مالیاتی (جِزیه) که قرار است که از شهر اخذ شود را مشخص می‌کرد. روال کلی این بود که شهرها پس از عقد قرارداد صلح شهرها قیام می‌کردند. قیام‌ها مخصوصا تا زمانی که یزدگرد زنده بود بیشتر رایج بود و مقاومت‌های محلی قوی و مکرر بود. در برخی موارد مخالفان نیروی بزرگی نیز فراهم کرده بودند.[مورخان در مورد انگیزه قیام‌ها نظرات مختلفی دارند.

اعراب معمولاً در امور داخلی مردمان محلی که مالیات خود را می‌پرداختند دخالت نمی‌کردند. در قرون اول اسلامی، سران محلی مسولیت اداره محلات و شهرها را بر عهده داشتند. پس از فتح یک ناحیه، اعراب در پادگان‌هایی که ساکن می‌شدند که یا خود تبدیل به شهر می‌شدند یا اینکه در نزدیکی شهرهای دیگر قرار داشتند. در زمان فتح و دوره بلافاصله پس از آن ارتباط و ادغام کمی بین اعراب و ایرانیان محلی وجود داشت. این خط مشی هم توسط خلیفه و هم توسط علمای زرتشتی حمایت می‌شد. با گرویدن زرتشتیان به اسلام تماس‌ها زیادتر شده، و قوانینی برای ارتباط بین آنها وضع شد. تا زمان قتل عثمان، فتح ایران کامل شده بود و پادگان‌های اعراب در چند منطقه جهت اطمینان از اخذ مالیات برقرار شده بود. از زمان معاویه به بعد برنامه اسکان دائمی برخی اعراب در ایران اجرا شد.در زمان امویان اعراب از آمودریا فراتر رفته و وارد کوه‌های افغانستان شدند.[

زرینکوب رفتار اعراب با ایرانیان را «مضحک، شگفت انگیز، و ظالمانه» خوانده و اعراب را مردمانی «خشن و ساده دل» می‌داندو می‌نویسد که بجز کسانی که بشدت تحت تاثیر تعالیم اسلامی قرار گرفته بودند، بقیه نسبت به اعراب احساس کینه و نفرت داشتند.از طرف دیگر ستپنینت حقیقت را چیزی میان دو قرائت متضاد «چپاول مادی و معنوی ایرانیان توسط اعراب» و «تاثیر گذاری اسلام و برخورد ملایم اعراب» می‌داند و معتقد است که موارد خشن که در هر جنگی اتفاق می‌افتند نباید اغراق شده تا حدی که ملایمت نسبی اعراب نادیده گرفته شود.کلود کائن می‌نویسد که تحت تاثیر جنبش‌های ملی گرایانه دوران مدرن، تمایل به سمت نمایش ایرانیان و اعراب به عنوان دو گروه متخاصم رفته‌است در حالی که این دیدگاه با حقایق تاریخی سازگار نیست



منابع

قدیمی ترین منبع عربی موجود که به شرح فتوحات مسلمانان پرداخته کتاب فتوح‌البلدان بلاذری (مرگ: سال۲۴۰ هجری قمری) می‌باشد.الاخبار الطوال دینوری (مورخ ایرانی عربی نویس. مرگ: سال ۲۸۲ هجری قمری) و تاریخ یعقوبی (قرن سوم هجری) قدیمی ترین کتب تاریخی به دست ما رسیده هستند که روایت به هم پیوسته از تاریخ «جهانی» را نوشته‌اند که در این میان دینوری بیشتر از یعقوبی به تاریخ ساسانیان پرداخته‌است. اما مهمترین منبع تاریخ حجیم طبری می‌باشد که اگر چه رشته روایتی پیوسته به هم را ارائه می‌کند، اما محتویات آن متشکل از نقل قول‌ها و قطعه‌هایی از منابع پیشینش است.[۲۲] منابع متعدد دیگری نیز موجود است. فارس‌نامه ابن بلخی (دهه اول قرن ششم هجری) قدیمی ترین تاریخ بدست رسیده از فارس می‌باشد و بشکل عمده‌ای به تاریخ ایران پیش از اسلام پرداخته‌است.[۲۳]

گزارش‌های تاریخی به دست رسیده اغلب با هم در تناقض بوده و ترتیب دقیق وقایع مشخص نیست. حتی تعیین تاریخ دقیق وقایع حوادث اصلی هم دست نایافتنی و تعیین دقیق اندازه سپاهیان دشوار می‌باشد. با این حال از بررسی منابع به نظر می‌آید که تعداد سپاهیان ایران در جنگ‌های اصلی قادسیه و نهاوند بیشتر از سپاهیان اعراب بوده، ایرانیان با شجاعت جنگیده‌اند و تا جای ممکن جلوی پیشرفت اعراب را گرفته‌اند، و پس از شکست هم تلاش در کنار گذاشتن ترتیبات پرداخت مالیات را داشته‌اند

[ دوشنبه هجدهم فروردین 1393 ] [ 11:52 ] [ غلامرضا عباسی سملی ]

سلام

سیزده بدر در سمل

گفته می‌شود ایرانیان باستان در آغاز سال نو پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادی کردن که به یاد دوازده ماه سال است، روز سیزدهم نوروز را که روز فرخنده ایست به باغ و صحرا می‌رفتند و شادی می‌کردند و در حقیقت با این ترتیب رسمی بودن دورهً نوروز را به پایان میرسانیدند

مشهور است که واژهٔ سیزده به در به معنای «در کردن نحسی سیزده» است. اما وقتی به معانی واژه‌ها نگاه کنیم برداشت دیگری از این واژه می‌توان داشت. «در» به جای «دره و دشت» می‌تواند جایگزین شود. به عنوان مثال علامه دهخدا، واژه «در و دشت» را مخفف «دره و دشت» می داند.

چو هر دو سپاه‌اند آمد ز جای
تو گفتی که دارد در و دشت پای

یکی از معانی واژه «به»، «طرف و سوی» می‌باشد.مانند اینکه می گوییم «به فروشگاه».

پس با نگاهی کلی می‌توان گفت واژه «سیزده به در» به معنای «سیزدهم به سوی در و دشت شدن» می‌باشد که همان معنی بیرون رفتن و در دامان طبیعت سر کردن را می‌دهد.

سملیها هم مثل بقیه مردم در روز سیزده بدر به صحرا و دشت های اطراف سمل می رفتند البته در سالهای اخیر سیزده بدر پر رنگتر شده است و از قدیم نیز سیزده بدر بوده اما جدیدا  بیشتر شده است حرف خاصی درباره برگزاری مراسمی در سمل برای سیزده بدر نشنیده ام حالا شما همولاتی ها اگر موضوعی شنیده اید برایمان بنویسید



[ شنبه شانزدهم فروردین 1393 ] [ 11:26 ] [ غلامرضا عباسی سملی ]
سلام

تسليت

رحلت اسكندر غريبي را به خانواده غريبي و همولايتي هايمان تسليت مي گوييم .

اسكندر غريبي رزمنده و جانباز دوران دفاع مقدس به رحمت ايزدي پيوست .


[ جمعه پانزدهم فروردین 1393 ] [ 20:21 ] [ غلامرضا عباسی سملی ]
سلام

نوروز در سمل

نوروز برابر با یکم فروردین ماه (روزشمار خورشیدی)، جشن آغاز سال نوی ایرانی و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران ایران باستان است.

خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. امروزه زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است.

بنا به پیشنهاد جمهوری آذربایجان،مجمع عمومی سازمان ملل در نشست ۴ اسفند ۱۳۸۸ (۲۳ فوریه ۲۰۱۰) ۲۱ ماه مارس را به‌عنوان روز جهانی عید نوروز، با ریشهٔ ایرانی به‌رسمیت شناخت و آن را در تقویم خود جای داد.

در متن به تصویب رسیده در مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن می‌گیرند توصیف شده‌است


جشن نوروز با تحویل سال یا لحظهٔ اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در دانش ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می‌گذرد و به سوی شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود،[۴] و در تقویم هجری خورشیدی لحظه تحویل سال تعیین کننده نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین است، چنانچه سال قبل از ظهر و در نیمه اول شبانه روز تحویل شود همانروز نوروز است و در صورتیکه تحویل بعد از ظهر باشد فردای آن نوروز است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۰، ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد

واژه نوروز از فارسی میانه nwklwc (آوانویسی: nōgrōz) است، که برگرفته از اوستایی بوده است. اوستایی آن احتمالاً *𐬥𐬀𐬎𐬎𐬀𐬐𐬀 𐬭𐬀𐬊𐬗𐬀𐬵 navaka raocah باید بوده باشد.[۷]

امروزه در فارسی این واژه در دو معنی به‌کار می‌رود:[۸]

۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری (برابری شب و روز) و آغاز سال نو
۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام «روز خرداد»

ایرانیان باستان از نوروز به عنوان ناوا سرِدا یعنی سال نو یاد می‌کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه نیز در زمان سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی به معنای سال نو می‌نامیدند.

منشأ و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست.برخی از روایت‌های تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد. بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمی‌گردد.همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده شده‌است

کوروش بزرگ بنیان‌گذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامه‌هایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکان‌های همگانی و خانه‌های شخصی و بخشش محکومان اجرا می‌نمود.این آیین‌ها در زمان دیگر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار می‌شده‌است. در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار می‌شد. البته در سنگ نوشته‌های به‌جا مانده از دوران هخامنشیان، به‌طور مستقیم اشاره‌ای به برگزاری نوروز نشده‌است. اما بررسی‌ها بر روی این سنگ نوشته‌ها نشان می‌دهد که مردم در دوران هخامنشیان با جشن‌های نوروز آشنا بوده‌اند،و هخامنشیان نوروز را با شکوه و بزرگی جشن می‌گرفته‌اند. شواهد نشان می‌دهد داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکه‌ای از جنس طلا ضرب نمود که در یک سوی آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شده‌است

در روستای سمل نیز مانند بفیه نقاط فلات ایران از قدیم عید نوروز جشن گرفته می شده است . تا آنجا که شنیده ایم اجتماع مخصوصی بابت جشن نوروز گرفته نشده است اما تمام مردم آغاز سال نو و نوروز را با پوشیدن لباس نو و خانه تکانی و دید و بازدید و بیان عیدتو مبارک جشن  می گرفتند از قدیم مردم سمل قبل از نوروز آجیل و میوه و شیرینی تهیه می کردند . و زنان آرایش کرده و مردان و بچه ها لباسهای نو تهیه و در روزهای نوروز می پوشیدند آرایش زنان بیشتر سرمه (سیرمه ) به چشمانشان کرده و با ابراز شادی به اعضای خانواده به پیشباز نوروز همراه مرد خانه و بچه ها می رفتند . عید دیدنی یکی از رسوم قدیمی مردم سمل می باشد که دوستان ٰ اقوام و آشنایان از مکانهای دور و نزدیک خود را به سمل می رساندند و به دیدار همدیگر می رفتند حال و هوای سمل در نوروز تغییر می کرد به طوری که هر کسی مردم سمل را در عید نوروز می دید متوجه می شد که اینجا عید نوروز است . در عید نوروز مردم به دیدار خانواده هایی که در سال قبل عزیزی را از دست داده بودند می رفتند و با این دیدار خود را در غم آنها شریک می دانستند . بیشتر از همه به بچه ها خوش می گذشت که با خوردن آجیل و شیرینی  و دیدن شادی اعضای خانواده بیشتر از بقیه روزهای سال عید را با تمام وجود در ذهن حک می کردند .همچنین در این روزهای نوروز مردم به زیارت امام زاده های نزدیک سمل می رفتند و یا اگر کسی نذری داشت دیگر اهالی و خویشان را برای زیارت و صرف نهار که همان آبگوشت خوشمزه و چرب بود دعوت می کرد که به چاس سر آغا معروف بود و مزه خاصی داشت که همین الان هم از هر کسی بهترین آبگوشت را سراغ بگیری می گوید آبگوشت سر آغا . انشاءالله که این عید عید خیر و مبارکی برای اهالی سمل باشد الحمدلله امسال هم که سال پر بارانی بود و اوضاع غله و کشاورزی مردم هم خوب است حالا غیر از شوید که خیلی خوب نبود . به قول خودمان سالی که نکوست از بهارش پیداست . امسال هم که بهار خوبی داشتیم . در سمل از قدیم آجیل نوروزی شامل ( مج بو داده (تخم هندونه یا خیار زرد ) و الوک و کشمش ٰ بوده است یا نقل پیرزن و نون شیرین ٰ چاکلیت ٰ و چیزای دیگه که جدیدا می بینیم


جغرافیای نوروز با نام نوروز یا مشابه آن، سراسر خاورمیانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان، در آسیای میانه چین غربی (ترکستان چین)، سودان، زنگبار، در آسیای کوچک سراسر قفقاز تا آستراخان و نیز آمریکای شمالی، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت را شامل می‌شود



[ جمعه پانزدهم فروردین 1393 ] [ 20:1 ] [ غلامرضا عباسی سملی ]
سلام

تصاویری از ساحل بوشهر در نوروز 1393







همچنین گشت دریایی هم بخشی از تفریح نوروزی مهمانان نوروزی بود

بقیه  تصاویر در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ جمعه پانزدهم فروردین 1393 ] [ 16:38 ] [ غلامرضا عباسی سملی ]
سلام

در نوروز امسال به همراه پدر و مادرم به شاه ابوالقاسم رفتیم آرامگاه پدر بزرگم هم آنجاست . در مطالب قبلی تصاویری از طبیعت این روستا و امام زاده دیدیم . با دی و بوا (پدر و مادرم ) به سر قبر غلامرضا عباسی (پدر بزرگم ) رفتیم . همچنین چندین قبر دیگر را هم پدرم برایمان معرفی نمود . 

 غلامرضا عباسی سملی (باپیر غونضام ) (پدر بزرگم )


بعد که فاتحه خواندیم مادرم هم رفت و سر قبر عموش (پدر بزرگم ) نشست . گریه کرد و با خودش می گفت آم غونضا یادت به خیر . یادت میاد به مو می گفتی بیگم (عروسم) عامو بیو ورم (بیا پیشم) و چه قدر منو دوست داشتی و .... چقدر به ما محبت می کردی خدا بیامرزت  .... و خاطراتی از خودش و باپیر تعریف می کرد و ...
بچه های کوچیکی هم که همراه مون بودند برای خودشان بازی می کردند و اصلا حواسشون به حرفها و اطرافشون نبود



بعد هم خداحافظی کرد ورفتیم



آخرین کدخدای سمل

روی آرامگاهی خواندم که نوشته رئیس عبدالحسن مسیح . از پدرم پرسیدم گفتی ها خدا بیامرزش این قبر ریس السنه .... من و ریس السن با هم رفیق بودیم رئیس عبدالحسن آخرین کدخدای سمل بود . و دیگه شروع کرد خاطراتی از ریس عبدالحسن تعریف کرد که در آینده انشاءالله می نویسیم



تصویری از آرامگاه حسین گلگون
پدرم گفت این قبر حسین غولملی حاجی است و بسیار از او تعریف کرد که انشاءلله در آینده درباره مرحوم حسین گلگون خواهیم نوشت

[ جمعه پانزدهم فروردین 1393 ] [ 16:32 ] [ غلامرضا عباسی سملی ]
سلام

تاره ( اولین مرحله میوه درخت خرما)

خرما پس از طی چند مرحله به میوه خرما تبدیل می شود

این مراحل از تاره شروع می شود و بدین ترتیب است . تاره ٰ پهک ٰ خارک ٰ نیم خون ٰ رطب ٰ خرما

تصاویری از تاره

[ جمعه پانزدهم فروردین 1393 ] [ 16:15 ] [ غلامرضا عباسی سملی ]
سلام

آقا میر خدر چاه پیر (اتفاقی نادر در امامزاده میر خدر چاه پیر )

ما دیشب رفتیم سر آغا ، بله آغا میر خدر چاهپیر

چاه پیر تقریبا در 12 کیلومتری جنوب سمل قرار گرفته از قدیم یه دیواری دور امام زاده بود دیدیم که دیوار را برداشته اند و فضای باز ، خوبی ساخته اند چندین اطاق ، آب انبار و چندین پروژ کتور همه جا را روشن کرده بود چندین اطاق به ردیف ساخته بودند که هر اطاق پنجره های بلندی هم داشت جلوی اطاقها هم سکو ساخته بودند که فرش انداختیم و نشستیم زیر نور پروژکتور ها هم بچه ها فوتبال بازی می کردند چندین سکوی سیمانی هم جدا ساخته شده بود که می شد فرش پهن کرد و نشست جلوی اطاقها هم درخت کاری شده بود کف محوطه هم شن ریزی شده و تمیز . از خانواده خلیفه آغا هم همون اطراف می گشتند تا کسی زباله نریزه و درب اطاقها که قفل بود را برای خانواده ها و زائرین باز می کردند . من درباره رفتنمان به آغا میر خدر  یا به قول خودمان آغای چهپیری برای پدرم تعریف کردم که او داستانی از رفتن خودش به زیارت آغا می خدر برایم تعریف کرد 

داستانی از پدرم که سالها پیش با پدر بزرگم به زیارت رفته بودند تعریف کرد .

داستانی مربوط به حدود 50 ، 60 سال پیش از پدرم  که اینگونه تعریف کرد .

من به همراه پدرم (غونضای مش حاجی) برای زیارت با اسب و قاطر به آغا میر خدر رفتیم . جلوی خانه های کاه گلی اطراف امام زاده نشسته بودیم برای پدرم منقلی آوردند زغال ریختیم و آتشی روشن کردیم پدرم قوری را درون منقل گذاشت قهوه دم کشید و می خواست قهوه بریزد که خلیفه آغا به نام خلیفه حاجی هم آمد و با پدرم سلام و علیک کرد و نشست غلومرضا چطوری .... بوام هم گفت الحمدلله تو حالت چزاته . گفت شکر خدا . پدرم رو کرد به خلیفه و گفت حاجی تو سی چه کار نمی کنی همش تو ولات می گردی تا یکی پولی بهت بده . خلیفه گفت مو که گدایی نمی کنم مو آغا دارم تو برای چه به اینجا آمده ای مگه نه بخاطر زیارت آغا اومده ای اگه نخواستی پول یا چیزی نده چکار به من داری پدرم گفت آغا داری که داری مگه آغات چه می تونه بکنه . در همین موقع قوری که در منقل گذاشته بود و قهوه هم جوش آمده بود صدایی داد از داخل منقل به بالا پرت شد و دوباره پایین آمد و گوشه منقل نشست بدون اینکه حتی قطره ای از قهوه داخل آن به بیرون بریزد . همه حاضران را متوجه خود کرد از قبل هم همه متوجه حرفهای پدرم و خلیفه بودند آخه تا اون روز هیچ کس اینگونه با خلیفه حرف نزده بود . خلیفه گفت غلومرضا من از تو توقع چنین حرفی را نداشتم این معجزه آغا است اگر نه سالها همدیگر را می شناختیم و همه مردم منطقه و خودم برایت احترام قائل نبودیم نفرینت می کردم تا چشمانت کور شود اما می دانم که چیزی در دلت نداری . پدرم هم گفت خودم هم نمی دانم چرا این حرفها را به تو زدم همین جا از آغا معذرت خواهی می کنم ......

این داستان را برایتان تعریف کردم همانطور که پدرم شاهد ماجرا بوده و تعریف کرده شاید بعضی بگویند علم این موضوع را تایید نمی کند بعضی بگویند سحر و جادو بوده اصراری ندارم که کسی بپذیرد یا نپذیرد . فقط عین مطلب را بدون کم و زیاد تعریف کردم اگر کسی نظر خودم را بخواهد بعدا چند روز دیگر می نویسم اما همین جا بگویم که این موضوع را عجیب می دانم اما رد نمی کنم چرا ؟ چونکه علم بشر را تا این لحظه کامل نمی دانم . از استادان مختلف در زمینه های مختلف هم پرس و جو کرده و نتیجه را برایتان می نویسم .  با احترام منتظر نظر شما هستیم

[ سه شنبه دوازدهم فروردین 1393 ] [ 12:2 ] [ غلامرضا عباسی سملی ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

samal (سمل)

سمل ای سرزمین کشت زاران
سمل ای تشنه ی نجوای باران
نگه دارد تو را از راخ یزدان
ز سیل و قحطی و آلام طوفان
( شعر از محمد باقر عباسی سملی)

این وبلاگ درباره یک روستا در استان بوشهر به نام سمل میباشد که شغل اکثر مردم آن کشاورزی بوده است و من

غلامرضا عباسي سملي

یکی از اهالی آن روستا میباشم که بدین وسیله میخواهم اسامی پدر بزرگان و در گذشتگان مردم روستا راشرح دهم تا همدیگر را از لحاظ خویشاوندی بهتر بشناسیم و با زنذگی مردم قدیم سمل بیشتر آشنا شویم



برچسب‌ها وب
امکانات سایت

آی پی رایانه شما :